... خيز شتربان كه دميد آفتاب
وقت رحيل است نه هنگام خواب ...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۲ ساعت 14:45 توسط چشم به راه...
|
... خيز شتربان كه دميد آفتاب
وقت رحيل است نه هنگام خواب ...
... و هنوز من نبودم
كه تو در دلم نشستي ...
کنون که صاحب مژگان شوخ و چشم سیاهی
نگاه دار دلی را که برده ای به نگاهی
چو در حضور تو ایمان و کفر راه ندارد
چه دوزخی چه بهشتی چه طاعتی چه گناهی
دست من گير كه اين دست همان است كه من
سالها از غم هجران تو بر سر زده ام