دست من گير...
کنون که صاحب مژگان شوخ و چشم سیاهی
نگاه دار دلی را که برده ای به نگاهی
چو در حضور تو ایمان و کفر راه ندارد
چه دوزخی چه بهشتی چه طاعتی چه گناهی
دست من گير كه اين دست همان است كه من
سالها از غم هجران تو بر سر زده ام
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۲ ساعت 10:38 توسط چشم به راه...
|