شهریور عاشق انار بود

اما هیچ وقت حرف دلش را به انار نزد

آخرانار  شاهزاده ی باغ  بود

تاج انار کجا و شهریور کجا !

انار اما فهمیده بود

میخواست بگوید او هم عاشق شهریور است

اما هر بار تا می رسید فرصت شهریور تمام میشد

نه شهریور به انار میرسید

و نه انار میتوانست شهریور را ببیند

دانه های دلش خون شد و ترک برداشت

سالهاست انار سرخ است

سرخ از داغی و تندی عشق

و قرن هاست شهریور بوی پاییز میدهد....

 

پ ن: اولا سلام، دومانم آره الان وقته خوابه، خب چیکار کنم ساعتارو اینور اونور کردن نمیدونم الان باید بخوابم یا بیدار بمونم 

 

پ ن: خیلی شدید دنبال بلاگفایی های قدیمی هستم، هر سال پاییز که میخواد بیاد یاد وبلاگ میوفتم (به خاطر اسمش) 

 

 

  انشالله که هرکجا هستین پیروز و سربلند باشید 

 

السلام علیک یا ابا عبدالله