شهریور، پاییز
شهریور عاشق انار بود
اما هیچ وقت حرف دلش را به انار نزد
آخرانار شاهزاده ی باغ بود
تاج انار کجا و شهریور کجا !
انار اما فهمیده بود
میخواست بگوید او هم عاشق شهریور است
اما هر بار تا می رسید فرصت شهریور تمام میشد
نه شهریور به انار میرسید
و نه انار میتوانست شهریور را ببیند
دانه های دلش خون شد و ترک برداشت
سالهاست انار سرخ است
سرخ از داغی و تندی عشق
و قرن هاست شهریور بوی پاییز میدهد....
پ ن: اولا سلام، دومانم آره الان وقته خوابه، خب چیکار کنم ساعتارو اینور اونور کردن نمیدونم الان باید بخوابم یا بیدار بمونم
پ ن: خیلی شدید دنبال بلاگفایی های قدیمی هستم، هر سال پاییز که میخواد بیاد یاد وبلاگ میوفتم (به خاطر اسمش)
انشالله که هرکجا هستین پیروز و سربلند باشید
السلام علیک یا ابا عبدالله
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۷ ساعت 3:6 توسط چشم به راه...
|